تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

گذر زمان
نویسنده: نفیسه رضایی افضل

نمیدونم که سرعت این روزها تنها برای من زیاد شده و یا گذر زمان برای همه داره با سرعت میگذره ..
در شروع سال ۱۴۰۰ کلی برنامه و ایده تو ذهنم داشتم که برای انجام دادنشون کلی انگیزه و انرژی داشتم .. با تموم شدن هر روزی که اومد به خودم وعده فرداها و هفته های بعد و حتی ماه بعد و فصل بعد را دادم اما غافل از این که این غافله عمر عجب سریع و تند می گذرد..
نمیدونم آیا قرن ها و صده های گذشته هم چونین تند و سریع سپری میشده ..
البته این طور که از اشعار شعرا بر میاد که به قولی میگه ..

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس(حافظ)
یا اینکه ..
چو عمر از سی گذشت یا خود از بیست
نمی‌شاید دگر چون غافلان زیست (نظامی )
یا اینکه ..
جهد کن جهد که وقت من و تو در گذر است
سعی کن سعی که این عمر بسی مختصر است (ملا محمد نراقی)

خلاصه اینکه باید تا هنوز خیلی هم دیر نشده باید دست به کار بشیم و سعی کنیم تا تو این سه ماه ی کاری برای برنامه های سال ۱۴۰۰ انجام بدیم ..
به امید موفقیت های روز افزون همه عزیزن .

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما