تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

صفحات صبحگاهی-۱۱
نویسنده: نفیسه رضایی افضل

سلام

نمی دونم آیا این تنبلی و کاهلی و وقت ندارم و حوصله ندارم و هزار تا چیز دیگه خواهد گذاشت که هر روز بیام و چند کلمه ای اینجا به عنوان صفحات صبحگاهی بنویسم یا نه ..

تلاشم را می کنم تا بتونم به این عهد پایبند باشم .

صفحات صبحگاهی ، تلاشی برای بهتر نوشتن ، بهتر دیدن و حتی بهتر زندگی کردن هست .

سعی می کنم که دقیق تر باشم ، دقیقتر نه به وقایع و اتفاق های خوب و بد اطرافم ، به اجسام به طبیعت به حس خودم به حس زندگی در آنِ لحظه ..

آنِ لحظه و زندگی در اکنون راه خوبی برای بهتر کردن حال آدم هاست ..

بیاین با هم امتحان کنیم ..

یک لحظه چشمانتون را ببنید (البته تا آخر بخونید بعدش چشماتون را ببندید) نفس عمیق بکشید و سعی کنید خودتون را در این لحظه رها کنید من هر بار این کار را می کنم احساس می کنم چه قدر سرم سبک میشه انگار از تنم جدا شده ..

اجازه ورود افکار موزی و مزاحم را بگیرید ..

سعی کنید روی خودتون و نفس کشیدنتون تمرکز کنید ..

در لحظه باشید .. به هیچ چیز فکر نکنید …

این حس دل انگیز را در طول روز چندبار به خودتون هدیه بدید ..

تا از زندگی تون لذت بیشتری ببرید

درسته ، زندگی با دشواری ها و سختی ها ما را احاطه کرده ، اما می توان لحظه ای را در اختیار داشت و اون طور که دوست داریم ازش بهره ببریم .

این لحظه برای منه، این لحظه برای توئه ، این لحظه برای ماست، بیایید نهایت استفاده را از این زمان ببریم و از آن استفاده کنیم .

تا این توشه ای باشد برای بهتر کردن ، روزی که در اختیار داریم .

روزی که به ما هدیه شده .

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما