تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

اسم تو چیه؟
نویسنده: شیرین کلانتر

+اسمت چیه؟ 

-من اسم ندارم.

+پس بقیه چطور صدات میزنن؟ 

-کسی تا حالا صدام نزده.

+یعنی تو از اول اسم نداشتی؟ 

-داشتم، یادم رفت.

+کِی یادت رفت؟ 

-یادم نمیاد.

+خب پدری، مادری، خواهر و برادری نداری که یادت بیارن؟ 

-پرسیدم. گفتن. اما اشتباه میکنن. اسم من اینی که اینا میگن نیست.

+پس تو خلوتت به خودت چی میگی؟ 

+تو.

-چرا نمیگی من؟  

+خب تو یک دونه‌ست. حداقل میدونم دارم با یک نفر حرف می‌زنم. 

-اونوقت چند تا من داری؟ 

+تا امروز میدونم چهار پنج تایی هست.

-شاید اگر برای خودت اسم بذاری مشکلت حل بشه. 

+حالا کی گفته من مشکل دارم؟ 

-تو اسم نداری، به خودتم میگی تو. نمیشه که هم بقیه تو صدات کنن، هم خودت خودتو تو صدا کنی. به نظرت طبیعیه؟ 

+آخه چرا آدما باید اسم داشته باشن؟ 

-که فرق تو و من رو بفهمن. وگرنه همه‌ش گم میشن. انقدر گم میشن که دیگه پیدا نمی‌شن.

+حالا اسم خودت چیه؟ 

-من

+تو از اول من بودی؟

-آره.‌ اما انقدر تیکه‌‌هامو بردن تا اثری از من نموند.

+که چی‌کارشون کنن؟

-روحمو دادن به سمساری،

دستام رفت برای بیگاری،

پاهام برای سگ دویی،

 مغزمم کارای حفظی،

سینه‌م روکش صندلی،

گردنم واسه فضولی،

انگشتم برا افترا،

زبونمم واسه اتهام.

نشیمنم واسه انفعال،

مغزمم اجاره کل سال.

قلبم نمونه آزمایشگاهی

گوشام برای آمارگیری،

حنجره‌مو انداختن زندان،

گل وجودمو گذاشتن تو سفره‌ی مردان،

کمرم برای باربری،

اما موهامو نبردن واسه خوشگلی.

چشمامو بستن نبینم، 

یکی دوبار هم که اعتراض کردم گفتن آخ الهی خیر ببینی عزیزم. 

+اونوقت چی کار کردی که آخر دوباره برشون گردوندی؟ 

-من رو پس نمیگیری که. من رو می‌سازی.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما