تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

مرگ یک معتاد به دست خودش
نویسنده: ا.نواب

دیگر از زندگی خسته شده بود مدتها بود به دنبال راهی می‌گشت که خود و بچه اش را از دست این  مرتیکه معتاد هرزه نجات دهد به طلا فکر کرده بود اما پشتوانه ای نداشت بعد از طلاق باید کار می‌کرد اما با وجود دانیال چهار ساله و دنیای دو ساله چه کاری می توانست بکند.

پس انداز هم نداشت اصلا اگر پولی هم داشت که به واسطه کتک هایی که خودش و بچه هایش می خوردند به او می‌داد

به تنها النگویی که از  مادرش به  یادگار مانده بود هم رحم نکرد. تن بچه ها را با سیگار داغ  سوزاند و النگو را گرفت. و یک مادر چگونه میتواند زد و بچه هایش را نگاه کند برای همین فقط یک راه مانده بود می دانست که جاساز کجاست به اتاق رفتم بالای کمد چوبی یک قوطی گرد فلزی قرار شده سبز رنگ بود همیشه همه چیز آنجا می گذاشت درب قوطی را باز کرد ۳بسته هروئین داخلش بود. مگه موش را قبلا خرید بود  اول می خواست خودش را بکشد اما به این فکر کرد نبودن یک مرد عوضی معتاد برای دنیا بهتر است برای همین مقداری از مرگ موش ها را داخل هر بسته ریخت. و با پودرهای هروئین مخلوط کردو بعد در بسته ها را بست و دوباره قوطی را سر جایش گذاشت . طبق معمول هر شب یک بسته را برمی داشت میرفت در کنار دوستانش تا با آنها خوش گذراند. آن شب هم مثل همیشه یک بسته را برداشت و رفت و دیگر هیچ وقت به خانه نیامد.

 

 

 

 

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما