تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

نوافن، مسکن همه دردها نیست
نویسنده: زینب بیشه ای

وحشیانه به ظرف قرص حمله برد. در نور کم چراغ خواب تشخیص روکش آبی مسکن بسیار سخت بود. با انگشتان لرزان ورقه ها را بالا و پایین می کند. یک ورقه خالی به دستش آمد. برش گرداند: نوافن. از فرط عصبانیت ظرف قرص ها را به گوشه ای پرت کرد. آرنج ها را روی کابینت گذاشت و شقیقه هایش را با دو دست فشرد. صدای فریاد مردانه و جیغ های پردرد و ترس زنانه از پنجره های بسته، از سقف اتاق و حتی از لای درز در ورودی هجوم می آورد.
آیینه آسانسور گودی و سیاهی چشمان، رنگ پریدگی صورت و لب های خشک و سفیدش را  بی رحمانه به رخ می کشید. گویی با پوزخند می گفت مقاومت بی فایده بود. خیره به صورتی که از دیدنش جز بر یاس و ناامیدی اش اضافه نمی شد بود، که با صدای ورود نوجوان به خود آمد. کنار کشید و پسر رو به رویش ایستاد. به خود اجازه داد صورتش را حسابی ورانداز کند. پسر معذب بود. لب می گزید و سرجایش بند نبود. خود را سزاوار آن نگاه پر سرزنش نمی دانست. سرش را به چپ و راست تکان می داد. چاقوی ضامن دار کوچکی که نه دزد را فراری می داد و نه حتی به درد کندن پوست میوه میخورد، مدام در دست راستش باز و بسته میشد.
یک بسته نوافن در جعبه قرص جایگزین شد. ساعت ۶.۳۰ را نشان می داد. دوبرش نان تست با کره بادام زمینی را که خورد، قهوه نیمه داغش را هم سرکشید. سوییچ در دستش بالا وپایین می شد. کنفرانس امروز را مدام مرور می کرد. غرق در افکار تا پای ماشین که رسید، شوکه شد.
۲۰۶ آلبالویی را از نوجوانی دوست داشت. هرچند که ایده اش با مخالفت روبه رو می شد که: “رنگش تو چشمه خط میندازن” دست آخر اهمیتی نداد ولی امروز…
خطِ عمیق و پررنگی بود. دور تا دور ماشین _ حتی روی سیاهی دستگیره ها_ هم بی بهره نمانده بود. دقیق که شد فهمید پس از اتمام کار تجدید نظری هم داشته و خطوط کمرنگ تر را هم پررنگ ساخته است.
دوروزی از قطع شدن صدای جنگ و دعوا گذشته بود. اما صدای تق و تق باز و بسته شدن ضامن چاقو هنوز در گوشش طنین انداز بود.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. ا.نواب گفت:

    توصیف صحنه ها عالی بود.
    موفق باشی عزیزم🌺

  2. فایی گفت:

    من داستان های عاشقانه ات رو بیشتر دوس دارم…
    اما قطعا ایتم خوب و نو بود!
    خصوصا انتقال مکان در پاراگراف های اول تا سوم