تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

سه نفر روی صندلی عقب
نویسنده: علی بدیع‌زاده

سه مرد نشسته‌اند روی صندلی عقب تاکسی، دو نوجوان و یک جوان. جوان در حال خواندن قرآن است و یکی از دو نوجوان دارد تتلو گوش می کند. نوجوان دیگر هم به پنجره خیره شده است و دارد بیرون را نگاه می کند. سه آدم با سه جور کار. یکی مفید یکی مضر و دیگری مباح. البته این را در نگاه اول می توان گفت ای بسا که جوان خیره به شیشه دارد کار مهمی را انجام می دهد. چراکه نه! شاید دارد به فلسفه خلقت آدمی یا جوهر ذات انسان یا وجود فکر میکند، شاید هم دارد به هوس ها و زن های بدحجابی که درحال گذر از ویترین های پر زرق و برق هستند فکر می کند. از کجا معلوم؟ چطور می شود فهمید که آن جوان به چه فکر می کند؟ شاید بتوان فهمید. اگر به صورت پسرک نگاه کنیم می توانیم بفهمیم. نگاهش که می کنی. مردک های چشمم گشاد شده است و به هیچ وجه این سو و آن سو نمی رود، حال آنکه اگر دنبال دال یا دافی بود به یقین سرش هم می جنبید. دیگر اینکه اگر در خیال این زنان و گاها دختران بود سرش را مدام میخاراند و در حین این سو و آن سو نگاه کردن. اما این کار را نمی کند دارد به یک چیزی فک. می کند. اینکه حالا چقدر عمیق است چیزی است که او می تواند برای ما روشنش کند.
«من به چیز خاصی فکر نمی کنم. در واقع اصلا چنین اخلاقی ندارم. سرم در این شلوغی ها روی مباحث عمیق متمرکز نمی شود. دارم به لباسی که می خواهم بخرم فکر می کنم. دارم فکر می کنم که از کجا شروع کنم و به کجا ختمش کنم. همین»
– آقا من پیاده میشم.
این جوان فکور ما از ماشین خارج شد. به امید اینکه بتواند لباس خوبی پیدا کند.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. علی بدیع‌زاده گفت:

    سپاس از تو مهدی جان
    من بیشتر تمام سعی ام این بود که ایده‌ای که در ذهنم بود رو ثبت کنم.
    ممنون از کتابی که معرفی کردی
    از این حرف ها گذشته چیزی که برام جالبه اینکه اون داستان هایی که اصلا امیدی بهشون ندارم یا اصلا یادم نیست در مورد چی هستن بازدید میشن و کامنت دریافت می کنن.

  2. مهدی کرامتی گفت:

    سلام علی بدیع زاده عزیز
    به نظرم پیام خوبی که می‌خواستی با داستان برسونی.
    اما چون از زاویه دید به درستی استفاده نشده بود ، بعید می دانم کسی پیام را بگیرد.
    به هرحال، میتوانید از کتاب جادوی زاویه دید از آلیشیا راسلی استفاده کنید.

    قربانت، مهدی