تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

بازگشتت مبارک
نویسنده: ا.نواب

پاییز است همان فصلی که دوست داشتی. 

آسمان آبی با ابرهای سفیدش خودنمایی میکند .برگهای زرد و نارنجی روی زمین ریخته است. انارها رسیده و خرمالوهای نارنجی روی درخت هویداست.

اینجا بوی تو ،بوی مهربانی ات را کم دارد .

آن روز که خبر شهادتت را آوردند با خودمان گفتیم که به آرزویت رسیدی.

عکسهای در گوشی های همه دیده میشد و از کانالی به کانال دیگر فوروارد میشد.اما ان‌لحظه که گفتند نمیشود پیکرت را برگردانند …

همه ما حال عجیبی داشتیم که شاگرد ممتاز دانشگاه پسر نمونه محله …مگر میشود. 

اینجا بوی تو را کم داشت.

اما باز هم مهربانی ات را مهربانانه پیشکش ما کردی آن روز که فهمیدیم پیکرت را یافته اند و تورا برمیگردانند.

دیگر این هوا بوی تو را میدهد .تو حتی کمبود آن را هم جبران کردی .بازگشتت مبارک.

 

 

 

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما