تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

یک سفر و چند خاطره
نویسنده: هوشنگ مرادی مجد

یک سفر و چند خاطره ،،،                                           وضعیت عجیبی بود ، کرونا بیداد می کرد ، قرار
بود تهران برای یک هفته تعطیل شود . فقط مغازه
های خوراکی و داروخانه و واجبات مردم باز بودند .‌از روز چهارشنبه تعطیل شد ، روز شنبه می خواست به اراک برود . با حاج ممد قرار داشت ،
می خواست به هزاوه برود و شیره سفید و قرمز
و عسل تهیه کند . مستقیم به فراهان و روستای مرادآباد رفت و بعد از دو روز با حاجی تماس گرفت و قرار گذاشت . سوار ماشین شد و به سمت روستای هزاوه حرکت کرد . وقتی به میدان
امیرکبیر رسید ، نگه داشت و تماس گرفت . تابلو هزار آبه از گوشه میدان خود نمایی می کرد . یعنی پر آب ترین نقطه استان مر کری . حاج ممد با موتور آمد و به طرف محله کوه بر براه
افتادند . به خونه حاجی رفتند و از آنجا به خونه
پسرعمو بزرگ در کوچه بعدی رفتند ، این دو کوچه حد اقل ده متر اختلاف سطح داشتند .
بافت روستا بسیار دیدنی است و بیشتر خانه ها در سطح شیب دار و پلکانی ساخته شده . هنوز اکثر خانه ها با سنگ و گلی سخت که
زیبایی خاص خود را داراست خودنمایی می کند . در خانه حاج عمو
پنج ، شش دیگ بزرگ روی اجاق بود و خانمی هم مواظب و آنها را هم می زد . رخصت گرفت و عکسهای زیادی را از مراحل مختلف پخت شیره گرفت . اول از استخر یا حوض مخصوص انگور و دیگ های شربت و ساندیس و رب و الی آخر تا آخرین دیگ ، از ساختمان سنتی
که مثل صاحب صاف و بی غش آن بوی صداقت
میداد . سپس از در دیگری وارد باغ شدند که حاجی درخت گردویی را نشان داد که بیش از چهار متر تنه آن ارتفاع داشت و از ساختمان دو طبقه هم بلندتر بود . از درخت و خانه که به هم فخر می فروختند هم عکس گرفت . وقتی به خانه آمدند پسر عموها آقا ابراهیم و امیر خان انگور آورده بودند و همه را داخل حوض می ریختند و پس از اینکه انگورها را ریختند، آقا ابراهیم با چکمه بلند و مخصوص به داخل حوض رفت و به تلوندن انگور ها مشغول شد . پارچ و لیوانی آوردند ، یک لیوان ساندیس
واقعی سر کشید که خیلی خوشمزه بود و کیفور و سرمست شد . امیر خان پیشنهاد کرد که از پخت و درست کردن باسلوق نیز عکس بگیرد .
به طبقه دوم رفتند که خانمها دیگی را با چمچه هم می زدند . حاج عمو با عصا به سختی از پله های تیز
طبقه دوم بالا آمد که او هر لحظه امکان افتادنش را می داد و نگران بود . آخرین پله را که بالا آمد
نفسی به راحتی کشید و خیالش راحت شد . پیرمردی هفتاد و پنج ، شش ساله خوشرو که رنج کارهای سخت افتاده اش کرده بود . آنها را به داخل اطاق دعوت کرد ، به اطاق وسط رفتند که دو اطاق در دو طرف به وسیله دری چوبی به یکدیگر باز می شدند . زمان
مناسب فرا رسید ، گردوهایی که با نخ مثل مهره تسبیح به هم بند شده بودند را در مایع مخصوص
که مهیا شده بود فرو می بردند ، بعد بالا می آوردند تا کمی خنک شود و خودش را بگیرد ،
سپس به تیر چوبی که میخ های زیادی به آن کوبیده شده بود آویزان می کردند . چندین عکس از قطار باسلوق ها گرفت . همه بالا آمدند ، صحبت
محله های هزاوه شد ، حاج ممد گفت هزاوه هفت محله دارد و اسم محله ها را بر شمرد و به طنز گفت : حضرت نوح به پسرش گفت بیا سوار کشتی شو غرق می شوی ، پسر گفت ؛ به اراک
می روم در آنجا غرق نمی شوم ، حضرت نوح
گفت : خیره سری نکن پسر در آنجا هم غرق
می شوی ، پسر گفت : به هزاوه می روم ، آنجا دیگر غرق نمی شوم ، حضرت نوح گفت : گوش کن و سوار شو پسر در هزاوه هم غرق می شوی .
پسر نا خلف نوح با خیره سری تمام گفت : به محله کوه بر می روم آنجا را دیگر آب نمی گیرد .
در این هنگام نوح نبی کم آورد و اقرار کرد ، اگر دنیا را آب بگیرد محله کوه بر را آب نمی گیرد .
حاجی توضیح داد منبع بزرگ در امام زاده شاه اسماعیل که بلند ترین نقطه هست نصب شده و چند خانوار بیشتر نیستند . تمام محله ها آب دارند ولی محله کوه بر که بعد از امام زاده قرار گرفته ، مثل شیر سماور هست و مردم بیشتر از آب چاه مصرف می کنند . چرا
چنین است و چه سیستمی است الله و اعلم .
آقا ابراهیم و بقیه هم شاکی بودند و از کم لطفی
مسئولین می گفتند . در حین صحبت ها یشان
گفتند که سیصد میلیون تومان بودجه برای هزاوه
در نظر گرفته شده . وقتی این مطلب را شنید به
مشگل اصلی پی برد و به آنها پاسخ داد که در موقعیت فعلی با سیصد میلیون تومان چه کاری
می توان انجام داد . در اندیشه بود که چرا و چگونه به هزاوه ، زادگاه امیر کبیر این ابر مرد تاریخ ایران زمین کم لطفی می کنند . بجا است
که به نمایندگی از ساکنین هزاوه و دوستداران
امیر در سراسر میهن ، توجه مسئولان استان و ایران را به هزاوه زیبا در دل کوه ، این جایگاه دنج گردشگری جلب کنم . چرا که مسئولین سالها است که چشم بر زادگاه امیر
بسته اند . امید که هرچه زودتر به داد هزاوه
و محله های آن و بخصوص کم آبی محله کوه بر
رسیدگی شود . آمین

هوشنگ مرادی بیست و هفتم مهر ماه ۱۳۹۹

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما