تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

نامه ای به اعضای محترم صد داستان ، استاد کلانتری و بقیه دست اندر کاران
نویسنده: هوشنگ مرادی مجد

نامه ای به اعضای محترم صد داستان ، استاد
کلانتری و بقیه دست اندر کاران

اکنون که این نامه را می نویسم در آستانه شصت وچهار سالگی هستم و امروز سیزدهم مهر ماه است . من اگر همین امسال به دنیا می آمدم یازده روزه بودم و احتمالا فقط به پستان مادرم فکر می کردم .سال سختی است ، دو هفته پیش که اراک بودم به عیادت شوهر خواهرم اسدالله خان رفتم ، سرهنگ باز نشسته است و مغازه لبنیاتی و
سوپری جور کرده و سر گرم بود . تا دو ماه پیش هیچ مشگلی نداشت . و به یکباره در هفتاد سالگی دچار سرطان شد و در طی دو ماه پس از
گذراندن دوره های مختلف درمان از قبیل پرتو درمانی و،،،و ،،،و به یک جوجه تبدیل شده ، و اکنون سه روز هست که شیمی درمانی می کند .
استقلالی سختی بود و هست ، از آن آدمها که اگر استقلال می باخت تا دو روز باید با احتیاط باهاش حرف می زدی . ولی بازیهای خارجی برایش پرسپولیس
، استقلال فرقی نداشت ، بازی ملی بود . ریشه اش کرد و پر شور است . خاطرات تلخ و شیرین
بسیاری با هم داشتیم ، دیشب که زنگ زدم با پسر و دختر وهر دو دامادش ، پنج نفری فوتبال پرسپولیس و النصر را تماشا می کردند . مسابقه تازه شروع شده و هنوز گلی رد و بدل نشده بود . چون تماس تصویری بود ، حالش را که پرسیدم فقط دستی بلند کرد . چون خانواده شلوغی هستند ، عروسها و دامادها ، پسرها و گاهی
عیادت کننده ای ، میهمانی که می رسید گاه به بیست و پنج نفر می رسیدیم ، خودشان هیجده نفر بودند و اگر پسرها یا دختر ها می رفتند
اسدلله خان ناراحت می شد و میگفت مرا تنها می گذارید . به همین خاطر الان حداقل شش
نفر از اعضای خانواده به کرونا مبتلا شده اند .
همسر ایشان یعنی خواهر بزرگم ، دو عروسش ،
نوه , پسر برادرم و همسر و شاید دختر کوچکش .
مبتلایان جدا شده اند و در خانه های خودشان و خواهرم در خانه دخترش قرنطینه است ، خدا را شکر ده روز از گرفتار شدنشان به کرونا گذشته و
حال همگی رو به بهبود است .
با برد پرسپولیس روحیه مردم بهتر شده و گذشتن از این مرحله حساس بهانه خوبی برای
در آغوش کشیدن شادی بدست آمد و به خیابانها
ریختیم و بوق بوق کنان بی خیال کرونا به همدیگر تبریک گفتیم . شکر بیشتر به خاطر پول نفتی است که سر سفره ما نشسته ، ولی به آنها
یعنی تیم مقابل قبل از بازی دلارهای نفتی داده
و قول داده بودند که در صورت برد تیم پرسپولیس به هر نفر صد هزار دلار دیگر هم
پاداش بدهند . ولی آنها از بس پول نفت ، آنهم دلار بهشان داده بودند ، برایشان عادی شده بود .
و صد البته بازیکن برزیلی که اوضاع ما را بهتر از خود ما
می دانست به کمکمان آمد ، و گفت ما از این پولها زیاد گرفته ایم . بگذارید که مردم ایران
که پول نفتشان سر سفره ها شان هست قدری
خوشحال شوند و دایره و تمبک بزنن .
بازیکن های ما هم که اگر پول قرارداشان را هم ندهند خودشان را به آب و آتش می زنند . آنها
حاضرند مانند سربازان وطن جانشان را نیز فدا
کنند . می دانید چرا ؟ چون ما به بدبختی هم عادت کرده ایم . بازیکن پرسپولیس پیش خودش فکر می کند که اگر فوتبالیست نمی شد و اگر خانواده متمولی نداشت، یا آقا زاده نبود ،
باید دنبال کار می گشت ، یا اسنپ کار می کرد ،
یا دست آخر اگر به خیر و خوشی می گذشت
دست فروش می شد . نمونه بارزش هم دروازه بان تیم ملی و پرسپولیس که در ساندویجی کار می کرد و جا برای خوابیدن هم نداشت .
هر چه فکر می کنم می گویم شاید اشکال از
سفره های ما باشد . شاید سفره هامان سوراخ که
نه سولاخ است و نفتمان مثل سول می رود و
در سفره ما بند نمی شود . می خواهم از شما
کمک بخواهم و خواهش بکنم که با هم رایزنی
بیشتری بکنیم . بلکم یک راهکار درست و حسابی
بدهیم تا شاید این سول شر سفره هامان را به
چک چک تبدیل بکنیم . الاهی آمین ، خدایا بیماران را شفا بده ،این  شادیهای اندک ما را نگیر ، این ماکانهای پنالتی
نزن را حفظ بفرما ، خدایا قسمت می دهیم به
،،،،،،کمک کن که پرسپولیس قهرمان شود تا ما با
جمعیت میلیونی به خیابانها بریزیم و خیلی ،
خیلی ، خیلی ، شادی کنیم ،،،،،،،،،،،،، .

هوشنگ مرادی سیزدهم مهر ماه ۱۳۹۹

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. آیلا عباسی لو گفت:

    خیلی ساده و روان بود . کاملا تونسته بودید بازی و حواشی اون رو به خوبی به تصویر بکشید
    موفق باشید

    • هوشنگ مرادی مجد گفت:

      سپاس بانوی گرامی ، خوشحالم که خوندین
      و خوشتون اومد ، از تشویق شما سپاسگزارم
      موفق و سرافراز باشید

  2. پرستو انصاری گفت:

    سلام آقای مرادی
    اول از همه دعا میکنم شوهر خواهرتون زود زود خوب بشه ایشالا و همینطور اعضای خانواده هم کورنا رو خیلی زود از سر بگذرونن ایشالا
    بعد چقدر قشنگ حال و هوای همین بازی اخیر رو به تصویر کشیدین واقعا به دل هممون چسبید مخصوصا ما ها که پرسپولیسی هم هستیم.
    کنایه‌ها و نکات شیرینی هم داشت
    خسته نباشید

    • هوشنگ مرادی مجد گفت:

      سپاس بانو قصه ها ، زندگی در جریانه
      زندگی یعنی هیاهو ، زندگی یعنی تکاپو ،
      بازی هم دست آویزی شد برای نوشتن
      بخصوص که به اونا دلار داده بودن ، پول نفت موفق باشی و الهی زندگی را زندگی
      کنی