تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

سرگذشت و سرنوشت کره زمین
نویسنده: هوشنگ مرادی مجد

سرگذشت و سرنوشت کره زمین                                        شورای برگزیده آسمانها جلسه اضطراری داشت ،دستور از بالا رسیده بود و هرچه زودتر باید کاری انجام می دادند . فقط سه روز وقت بود تا تصمیم نهایی گرفته شود . در عرض این سه روز اکیپ‌های بسیاری به کرات مختلف بخصوص سیاره زمین گسیل شده بودند . از
جاهای مختلف خبرها مخابره می شد و به طور اتوماتیک ظبط فرا تلویزیونی می شد که با یک
اشاره یا چشمک به نمایش در می آمد و هر چه
بود از خوبی یا بدی ، از زشتی یا پلشتی نمایان می شد . سه روز تمام شد و همه گزارشها رسید و آنچه باید آنالیز می شد انجام گرفت .
شورای برگزیده آسمانها ریاست جلسه را بعهده گرفت .هیئتهای مختلف بر جایگاه های خود قرار گرفتند . با رعدی برق آسا که تمام زمین را تا لحظات متمادی می لرزاند و هر جانداری به سوراخی می خزید و تمام انسانها رعشه گرفته بودند جلسه شروع شد . نماینده های آسمان اول
از قاره های مختلف خبر آورد . قاره آسیا را سراسر جنگ و خونریزی و نابودی انسان و حتی
حیوانات و محیط زیست دانست و خطری عظیم برای اکوسیستم ، قاره آفریقا را نیمه وحشی دانست و عقب مانده و اسیر در دست قدرتهای جهانی . اروپا و آمریکا را جهانخوار دانست که پس از قرنها هنوز بطور سیستماتیک به شکار انسان می پردازند . روسیه و چین را پست تر از آن دانست که حرفی درباره آن بزند . اقیانوسیه راهم چاره ای جز راه آمدن با این قدرتها ندید . در همین حین فیلم کشتارهای بی رحمانه ، آتش سوزی های عمدی و تجاوزهای فردی و گروهی به پسران و دختران به نمایش در آمد و تاثر همگان از چنین مخلوقاتی
به آسمان برخواست . رئیس شورای بر گزاری و
هیئت منصفه از بس متاثر شده بودند یک ساعت
تنفس دادند . پس از تنفس و اعلام رسمی شدن جلسه ، نماینده گان آسمان دوم صف کشیدند و ضمن تایید گزارش آسمان اول از زیبایی هایی گفت که با همه این نامرادیها باز در جریان است .
از زیبائی هایی گفت که گاه و بیگاه در زمین اتفاق می افتد . برای مثال از پارکهای ملی و حفاظت شده ای نام برد که حیوانات آزادانه
در آن می زیستند و در مواقع ضروری به آنها کمک هم می شد . از انسانهایی که سگهای تنها و گرسنه را پناه می دادند و در مقابل از حکومتهایی
گفت که به وسیله مامورانشان اسید خوراک سگها
می کردن تا زجر کش شوند ، طومار بلندی در دست نماینده آسمان دوم بود که بر اثر افسرده گی بیش از حد نتوانست ادامه بدهد و گزارش عینا تقدیم شورای مرکزی شد .
آسمان سوم گزارش مبسوطی از گذشته های دور
انسانها بدست داد ، که تا زمانیکه مانند دیگر حیوانات زندگی می کردند ، مشگلی پیش نمی آمد . ولی به محض یادگیری بهره کشی از دیگر حیوانات شروع شد ، و وقتی دور هم جمع شدند
به طور گروهی با سنگ و چوب به دیگر حیوانات حمله می کردند و برای خود امپراطوری ایجاد کردند . هر چه زیادتر شدند و زاد و ولد کردند
مشکلات کره زمین بیشتر شد . نماینده آسمان
سوم تنها راه رهایی سیاره زمین را محو و نابود کردن انسان دانست.
آسمان چهارم نماینده اش را به جلو فرستاد .
او به آواز بلند دروغ ، ریا ، تزویر ، دد منشی
صد پله بدتر از وحوش درنده را عامل این ویرانی دانست ، و اظافه کرد دنائت پستی ، پلشتی ، و خودخواهی ودر یک کلمه دیو سیرت بودن انسان که نود در صد وجودش را فرا گرفته راه
هر رفرم و ایجاد تحولی را بسته است . در نهایت
خواهان از بین بردن انسانها شد تا با گل بهتری
انسانی دیگر و بهتر به وجود آید .
نمایندگان آسمان پنجم همگی صف کشیدند و
یکصدا خواهان محو سیاره زمین به وسیله سیاه چاله ها شدند . آنها بر این باور بودند که انسانها بزودی وارد جنگ هسته ای بزرگ خواهند شد و
این کرات نزدیک زمین را نیز مورد مخاطره قرار خواهد داد . نمایندگان با شرح بسیار مفصلی
از انسانهای بی شعوری که خود را عقل کل می دانند ‌و برای ابنای بشر تصمیم می گیرند ، هیچ آینده ای را برای کره زمین متصور نبودند .نوبت به نمایندگان آسمان ششم رسید . آنها
آبدیده تر از سایر نمایندگان بودند ، با کسب اجازه از ریاست شورای مرکزی چنین سخن آغاز کرد .
که دوستان و نمایندگان آسمان اول تا پنجم پر
بیراه نگفته اند و همه اینها در زمین اتفاق افتاده
و اکنون نیز در شرف انجام است . ولی آیا اینها
تمامی به عهده زمینیان است و بعد از آن هم این
همه انسانهای بزرگ از شاعر و نویسنده و فیلسوف و مصلح بزرگ بوجود نیامده ، از دانته و گوته و شکسپیر تا سعدی و حافظ و مولانا، گاندی و مارتین لوتر ، انیشتاین بزرگ ، حکیم عمر خیام ، فردوسی طوسی و بسیاری دیگر و زیباییهای دیگری که در زمین بوجود آمده و از همه مهمتر عشق و هنر که هر دو زاده یکدیگرند . پس ندا داد سوی مجلسیان و با صدای رسا ریاست شورای مرکزی آسمان هفتم را مورد خطاب قرار داده و چنین گفت : به پاس انسانهای شریفی که نام برده شد و آنهایی که به واسطه ضیغ وقت نام آنها در این سیاهه ذکر شده
و به واسطه زیبای ، عشق و هنر زمینی نو بنا کنیم و شریفان و عشق و زیبایی را از آنجا منتقل کنیم و سپس زمین آلوده به سالوسان را به قعر جهنمی که خود ساخته اند گسیل کنیم ، یا نیرویی بفرستیم تا هر آنچه زیادت خواه است را نابود کند تا زمین نفسی به راحتی بکشد .
جلسه تمام شد و شورای مرکزی آسمان هفتم
وارد شور شد و قول داد که به زودی برای زمین
تصمیم خواهند گرفت . اکنون نیز ساکنین زمین
آنها که به عدالت و زیبایی و هنر و عشق امیدوارند ، چشم به آسمان دارند و امید را
سرلوحه کار خویش قرار داده اند .،،،،،،،،،،

هوشنگ مرادی سوم مهر ۱۳۹۹

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. ناهید یوسف زاده گفت:

    سلام آقای مرادی عالی نوشتین .چقدر داستان هاتون منسجم تر شده .سپاس موفق بمانید

    • هوشنگ مرادی مجد گفت:

      سپاس بانوی مهربان ، خوشحالم که خوندین
      و تایید می کنید،
      گر بی بصری می کند این کار من از عشق ،،صبر است و چه غم عاشق از این کار نترسد،، نسیمی شاعر و رهبر نهضت حروفیه
      تندرست و توانا باشید

  2. پرستو انصاری گفت:

    سلام آقای مرادی
    داستان خیلی زیبایی بود واقعا
    پر از حسای جالب بود، شبیه به فیلم‌های علمی تخیلی 😀
    واقعا اینم یکی از داستانا خیلی خوبتون بود
    چه شاعرانه و چه خلاقانه نوشته بودین
    اینکه آسمان ها و نمایندگانشون جلسه گذاشتن برا زمین خیلی ایده جالب و جذابی بود
    خسته نباشید

    • هوشنگ مرادی مجد گفت:

      بانوی گرامی سلام ، از اینکه از داستان خوشتون اومد ، بسیار خرسندم و برایتان آرزوی سلامتی می کنم ،
      در این خونفشان عرصه رستخیز ،،،،،،،
      تو خون صراحتی به ساغر بریز ،،،،،،،،

  3. زینب بیشه ای گفت:

    قلمتون واقعا عالیه. این کارتون بیشتر از قبلی ها قالب داستان داره. من لذت بردم

    • هوشنگ مرادی مجد گفت:

      از شما سپاسگزارم بانو ، خوشحالم که پسندیدید و دوست داشتید ،،،،،،

      عشق دردانه است و من غواص و دریا میکده ،،،،
      سر فرو بردم در اینجا تا کجا سر بر کنم ،،،
      موفق باشید