تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

آتش در گلستان
نویسنده: هوشنگ مرادی مجد

آتش در گلستان .                                                         سیاوشان نام روستایی است در آشتیان اراک در
پنج کیلومتری این شهر که قدمتی چند هزار ساله دارد . نام سیاوشان از پهلوان اسطوره ای ایران سیاووش گرفته شده است . این روستا یکی از شانزده نقطه ایران بزرگ بوده که در آن برای سیاووش بزرگ
مراسم سوگواری می گرفتند و بر راستی و درستی هم قسم می شدند . هنوز هم مردمان
سیاوشان این خصلت را دارا هستند و جز راست
نگویند ولو به قیمت جانشان تمام شود .
شاهراه قدیمی که از قم به خلجستان و آشتیان و
سیاوشان به همدان و از آنجا به کرمانشاه و عراق می رسید . سیاوش نامی که با پاکی عجین شده
‌ در شاهنامه به اوج خود رسید و فردوسی بزرگ
چنانش پاک ساخت که تا ابد راهنما و راه گشا باشد و فرهنگهای دیگر نیز با انحاء طرف از آن عاریت بگیرند ، چنان اوج گرفت که سیاوش شد
در دل آتش هم گلستان شد . یادگاران شد ، پیمبر گشت و آزاده . برای مردمی با هزاران یاد ، با هزاران داستان پر افسون معما شد . به داستانی دیگر یوسف زلیخا شد . گریبان چاک شد ، به زندان شد ، به غربت شد ولی بازش شهریاران شد . عزیزش داشتند ،،، هنر نزدش ز اندازه برون شد ،
غم مردم فزونی شد ، چه باید کرد ، چه باید گفت ،
داستانی باید ساخت ، داستانی از آرش، سپاهی
مرد آزاده . چگونه ، کی ، کجا ، اکنون ، دمی دیرتر
شاید دیر باشد . نشسته بر کوی و برزن سیاهی ،
هیچ نوری نیست ، تلالو دیگرش تابی نمی آورد ،
دخترکها بر بام خاکستر ، پسرها گنگ و مغموم و خمارآلوده . از پشت مرزهامان نامردمان چشمهاشان خونین برای خوردن و تاراج خاک وطن هر لحظه آماده . چه خواهد شد ، چه بر خواهد خواست . سیاوش را بباید ، داستانها خواهند ساخت ، داستانهایی از آرش ، از سیاوش ، از کسرا ، از مدائن . باز گاه آرش شد ،
کجایید ای سیاوش ها ، کجائید ای دلیری ها.
چه باید کرد ، باید داستانی از آرش ساخت ، باید
پهلوانیها کرد ، نه یک تن ، صد تن هزاران تن ، صد
هزاران تن ، تمامی مان سیاوش خوان و آرش گون ، از آتش می شویم بیرون . به کردار بلند و آفتابی در نیمروز ، سپیدی را کنیم شمعی شب افروز ،،،،،،،،،

هوشنگ مرادی دوم مهر ماه  ۱۳۹۹

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما