تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

ماه
نویسنده: زهرا پورلباف

آنجا ایستاده است مثل همیشه با همان شکل و شمایل همیشگی موهای جو گندمی چشم های درشت و لبانی کوچک. همیشه خیابان ها را متر می کند. و زیر باران کلمات قدم بر می دارد. دست های نفس خوشحالی اش تنگ است اما این جممه را در سیمای خود به کشش وا می دارد. آرام و کوتاه و سرشار از تومنینه لبخند می زند. از هیاهوی  رگبرگ های سبز رنگ خوشبو بوی آفتاب طلوع می کند. و عطر نارنج نفس های تکیده اش را به وجد رشد می آورد. این  خانواده ی به موازات هم ایستاده را همیشه می شمارد. و هر قدمش را میهمان یک قطعه سنگ می کند. بزرگ به وسعت هم و پشت به پشت کنار هم در امتداد یکدیگر می ایستند و اما به حریم یکدیگر وارد نمی شود. این هر بار شمردن را لذت بخش تر می کند. بوی نفس کشیدن باد صبا می پیچد و از کنار سیمای او گذر می کند. قطرات بی رنگ روی گونه اش ظاهر می شود و ابر می شود چشمانش. سوی خانه می رود. با همان کت قهوه ای که همیشه  به تن دارد. این مکعب در دار که اکنون در برابرش ایستاده است حال خوش روز گار اوست.قدم بر می‌دارد و سوی زلالی آب چشم می‌دوزد.شب نیست و ماه چنین طلوع می کند؟! ماه حوض چهره اش را از آب برمی کند و روبه رویش می ایستد. ماه می خندد واظهار خویشاوندی می کند می گوید :پدر سلام…
سلام عزیز پدر. چه قدر ماه شدی جان پدر…
لباس سفید در واری تو، آفتاب می چیند. دلم تنگ می شود برایت دختر یکی یه دانه ام…

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. هوشنگ مرادی مجد گفت:

    خیلی قشنگ بود بانو ، قلم زیبا و توانایی داری .
    موفق باشی

    • زهرا پورلباف گفت:

      سلام آقای مرادی مجد. خیلی ممنون از اینکه وقت گذاشتید وخوندین. و ممنون از نظر خوبتون. در پناه خدا خیلی موفق باشین

  2. زهره بانو گفت:

    زیبا بود و احساسی ..دمت گرم 😊

    • زهرا پورلباف گفت:

      سلام زهره بانو. 💐ممنون از وقتی که گذاشتید و مطالعه کردید😍🙏🌸💐😃😃 در پناه خدا خیلی موفق باشین🙏🌸💐💐 💙🏵️🏵️

  3. پرستو انصاری گفت:

    سلاام زهرا جون😍❤🤩
    توصیفاتتون خیلی شیرین و جذاب بود و داستان رو یه جور به عمق برده بود😍
    من دو سه بار خوندمش😀
    از دید یه پدر بود که دخترش عروس شده؟ خیلی هیجان زده‌ام ببینم درست فهمیدم🤩🤩😍😍

    “ماه می خندد واظهار خویشاوندی می کند می گوید :پدر سلام…” چه جالب بود این😀
    توصیفی که از سنگ‌فرشا کرده بودی اگر اشتباه نکنم، خیلییی جذاب بود😍🤩😀❤
    خسته نباشی عزیزم😍🤩😀❤😘

    • زهرا پورلباف گفت:

      سلام پرستو جان😍😍ممنون از وقتی که گذاشتی و مطالعه کردی😍😃😃آره درست حدس زدی😍❤️😍و بعد اینکه آره توصیف سنگ فرش ها و موزائیک ها بوده💓😍😍و اینکه خیلییی ممنونن از بابت انرژی های قشنگتت😍😃☘️و امیدوارم در پناه خدا خیلی موفق باشی 😍😍❤️💙💚☘️☘️😍و به نوشتن همین طور با قدرت ادامه بدی😍😃😍💚💙❤️☘️