تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

بسته های حمایتی تا بسته های حکایتی
نویسنده: هوشنگ مرادی مجد

بسته های حمایتی تا بسته های حکایتی

ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان

حکایت ما مردم دست و پا بسته ایران در قرنطینه , مانند آن ظریفی است که به دیه دزدان وارد شد و امیر امر کرد که
لباس از او بر گرفتند و رهایش کردند . سگان در
پی او شدند . خواست سنگی بردارد یخ زده بود . گفت عجب حرام زاده مردمانی هستند ،
سنگ را بسته و سگ را رها کرده اند . امیر دزدان
بشنید و بر وی شفقت آورد . لباس هایش بدادند ،
امیر گفت از من چیزی بخواه . گفت ؛ ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان . حال نیک با حسرت به دنیا بنگرید . برخورد حکومتها در دنیا با مردم در حال قرنطینه
چگونه است ، و ما در ایران چه حال و روزی
داریم . درآمدمان به صفر رسیده ، مایحتاج
اولیه برای زنده ماندن را خودمان باید تهیه
کنیم ، این در حالی است که بسیار کسان
باید اجاره پرداخت کنند و اکنون نمی توانند .
مردم برای یک لقمه نان هر روز و هرساعت
سطل های زباله را می کاوند .
کرونا در کل کشور به برکت وجود مسئولان
نالایق پخش شده و دیر نیست
که مردم نان خالی هم برای خوردن نداشته
باشند ، در تمام کشورهای درگیر کرونا حقوق و امکانات
دارو ، درمان و غذا به مردم کشورشان می رسانند ولی در کمال تاسف در کشور ما حتی از جیب مردم در حال قرنطینه و نگران هم دزدی می کنند ، برای مثال بسته اینترنت می خریم ، اولا قیمت که چندین برابر شده ، و بسته
یک ماهه که قبل از خانه نشینی حد اقل پانزده روز استفاده می شد دو روزه تمام می شود ،
اگر چه این شعر را منتسب به فردوسی می دانند
ولی حال ما بهتر از این نیست ،                                       گمانم که شه نانوا زاده است ،،،،،،
بهای لب نان به من داده است ،
از شاطر و نان و نانوا و ابراهیم شاطر که اولین و
بزرگترین پیک ایران قدیم بود که شب و روز راه می رفت ، و حتی در کویر در حال خواب هم راه می پیمود و پیغام یا خبر را می رسانید .
در زمان صفویه و قاجاریه شاطر دوانی رسم بود
و هر کس در یک روز هفتاد و دو کیلومتر راه می پیمود ، مانند امتحان ورودی به جرگه شاطران  دربار در می آمد .
اکنون حال و روز مردم ایران با چهل و پنج هزار
تومان یارانه ، و وام یک میلیون تومانی سرپرست خانوار ، و تقسیط آن با همان یارانه چهل و پنج هزار تومان ، مثل این است که امکانات پست و رسانه و اینترنت را به کنج پستو
و داخل یخدان بگذاریم و کارمان را با ابراهیم شاطر راه بیندازیم و از کویر دنیا در حال خواب بگذریم .
کاروان رفت و ما در خواب و بیابان در پیش ،،،

هوشنگ مرادی بیست و نهم مرداد ماه ۱۳۹۹

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما