تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

دل نوشته ،تجسم یک درد
نویسنده: هوشنگ مرادی مجد

                          دل نوشته ،تجسم یک درد                                                            یک روزی اگر قلم به دست گرفتید
بدون اینکه فکرتون را متمرکز چیزی خاص بکنین ، فقط شروع کنین به نوشتن ، و بگذارید هر چی قلم دلش خواست بنویسد ، از این و آن ، از دوستان از بیکاری از بیماری ، از داری و نداری از مشکلات مردم ، از دنیای حقیقی و از دنیای مجازی ، از احساس راحتی و از احساس درد ،
راستی شما هیچ وقت احساس آرامش مطلق کرده اید ، از گذشتگان ، از مردمانی که اکنون زندگی می کنند یا به ,,,, ، راستی دنیای ماشینی چقدر زندگی شما را فرا گرفته ، و در
بروز مشکلات چقدر تاثیر گذار بوده ، چقدر بودن امکانات تن آسای تان کرده است و چگونه می توان در این دنیای رسانه و امکان ، به آرامش رسید ،از گذشته
تا کنون هر چه می نگرم ظلم و نابرابری در انسان این اشرف مخلوقات بیداد می کند ، و هیچ موجودی در جهان به پایش نمی رسد ، چه باید کرد ،به پیش که باید رفت ، چه کس یارای پاسخ گفتن این درد بی پایان است ، یا چه کس بر این
نابرابری ها صحه بگذارد، دلم را بر چه خوش کردم ، که انسان را کجا باید ، چرا باید در این محنت سرا هر روز ، به قربان رفتن عشق و امید
را دید، چرا هر کس به جایی می رسد ، خودش را در ارش می بیند و تا جایی که مرگش می رسد ،
بر فرش پا نگذارد ، چرا باید که مردمان روی فرش ، تاوان نشسته بر ارش را با زجر و درد و
اندوه برتاوند، چه خواهد شد ، کدامین چشم و گوش و قلب بر این صحه بگذارد، نگاه بچه های درد، بچه های زجر بچه هایی با چشمانی پر از اشک ، به دنبال روزن امید ، به دنبال کور سوی نور ، گرفته دامن این قرن دیوانه، قرن رنج و نفرت و این قرن بیگانه ،
چرا انسان کند کاری که حیوانی به حیوانی روا نمی دارد ، ای کاش دمی انسان بیاساید، دمی
از جنگ دست بردارد ، هنر را مغتنم ، عشق را ،
دوست داشتن را زیبا و در دسترس بشمارد ،
ای کاش انسان دمی هم هر چند کوتاه بیاساید ،
بیاساید ،

هوشنگ مرادی تیرماه ۹۹

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. پرستو انصاری گفت:

    داستان کوتاه نبود عوضش یادداشت جالب و پر حرفی بود
    خسته نباشید