تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

بدون توقف
نویسنده: ماندانا افشارها

در دوران نوجوانی فیلمی دیدم به نام
” یک روز از زندگی ایوان دِنی سوئیچ ” هنوز که هنوزه ذهنم درگیر همان فیلم مانده .
یادم می آید چقدر برایش غصه خوردم
چه روزهای تکراری و خسته کننده ای
چقدر سنگین و سخت .
و او چقدر صبورانه این سنگینی دقایق را تحمل
می کرد.
انگار همین لحظه فیلم تمام شده باشد .ثانیه به ثانیه بر لوح ذهنم حکاکی شده است.
فیلمی در چنین محیطی سرد ؛ غمزده ؛ در دل اردوگاه اسرا با نمایشی از ناتوانی آنها
چطور می تواند اینقدر جذاب باشد.
فقط یک نکته به رخ کشیدن تنهایی آدمها .
امروز صد و چهل و هشتمین روز از زندگی ؛
بدون توقف خود را در ایام کرونایی سپری می کنم .
و هر روز ایوان از جلوی چشمهایم می گذرد .
حالا بعد از این همه سال میفهمم چطور محیطی آنگونه را تاب
می آورده .امید به آزادی و رهایی .

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما