تارنمای رسمی کارگاه آنلاین صد داستان | نوشتن ۱۰۰ داستان در ۱۵۰ روز | مدرسه نویسندگی
ورود ثبت نام

۲۰ رقصنده *
نویسنده: آنیتا

۲۰ رقصنده  تصمیم گرفتند ، دنیارا از آشفتگی  نجات دهند.

همانطور که قرن ها پیش موفق شده بودند.

آنها به چهار گروه پنج نفره تقسیم شدند. هر پنج نفر ماموریت ویژه ی خود را داشتند؛ در چهار گوشه دنیا.

در هر گروه رقصنده اول ،آموزش رقص را برای سیاستمداران در برنامه داشت.

صدها سال بود سیاستمداران با سلاح سیاست دنیا را تیره و تار کرده بودند .جنگ و شکاف طبقاتی و فقر حاصل سیاست آنها بود. اما سیاستمداران در رقصیدن ناشی بودند.

علاوه بر آن توازنی در جنسیت آنها نبود .برای  رقص، دو زوج زن و مرد لازم بود ولی اکثر سیاستمداران مرد بودند.

رقصنده ی  اول احساس شکست کرد .اگر سیاستمداران  نمی رقصیدند، نمی توانست دنیا را نجات دهد.

رقصنده دوم  آموزش رقص برای نویسنده ها را در برنامه داشت .نویسندگان با سلاح نوشتن به نجات دنیا برخاسته بودند؛ اما تنها آگاهان قبول کرده بودند تا با آنها همراهی کنند. افسوس که افراد آگاه انگشت‌شمار بودند.

اگر نویسنده‌ها نرقصند، نمی‌توان دنیا را نجات داد.

رقصنده دوم احساس شکست کرد .

رقصنده سوم آموزش رقص برای دانشمندان را در برنامه داشت. دانشمندان با سلاح علم به نجات دنیا می اندیشیدند؛ اما خروجی آزمایشگاه‌ها بیشتر در حال ریشه کن کردن نسل بشریت بود.

دانشمندان اصلاً رقص را روش علمی برای نجات دنیا نمی دانستند.

رقصنده سوم احساس شکست کرد .

رقصنده ی چهارم مأموریت داشت رقص را  به کشاورزان آموزش دهد. صدها سال بود که کشاورزان می کاشتند ودرو می کردند

و کشاورزی را تنها راه نجات بشر می دانستند.

کشاورزان رقص آیینی را خوب اجرا می کردند؛ اما فقط هنگام برداشت محصول.

 آنها تنها شکمهای گرسنه را سیر می کردند.

رقصنده چهارم احساس شکست کرد.

رقصنده  پنجم زوج های عاشق را آموزش می داد 

زوج های زیادی ازاو استقبال کردند .

رقصنده انواع رقص ها را آموزش داد .

اما سرزمین هایی بود که رقص ممنوع بود،سرزمین‌هایی که رقصیدن جرم بود

و سرزمین هایی که نیاز به نان بیشتر از رقص بود.

رقصنده پنجم امید خود را از دست داد.

دنیا در حال از هم پاشیدن بود.

دود وسرب  و خشونت و جهل و تبعیض ،

رقصند‌ ه ها را ناامید کرد.

۲۰ رقصنده به غار پناه بردند.

غاری که بیش از هزار سال پیش نقش آنها در دیواره هایش حک شده بود.

آنها قرن‌ها پیش متولد شده بودند ؛زمانی که رقص زیباترین کنش  بشر  و بهترین وسیله برای نجات دنیا از آشفتگی بود .

آنها دنیا را به حال خود رها کردند .

شاید قرنی دیگر، زمانی که بشر به سلاح رقص باور پیدا کند، دوباره برگردند.

افسوس هنوز زمان آن نبود که رقص جهان را نجات دهد.

       __________________

*بیست رقصنده به همراه نوازندگان: نقاشی صخره ای درون غاری در هند با قدمت ۱۲ هزار سال.

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما

  1. مسعود انیس گفت:

    نوشته زیبایی بود
    ولی اتفاقات داستان کوتاه رو نداشت
    بیشتر شبیه برداشتی آزاد از نقاشی بود که همین هم بود.
    دوست داشتم در آخر راهی برای نجات پیدا میشد

  2. سارا کاف گفت:

    خیلی قشنگ بود.چقدر اثر بخشی رقص رو زیبا بیان کرده بودین.😍❤️

  3. پرستو انصاری گفت:

    من شیفته‌ی اسم داستان و موضوعش شدم😃😃 با چشمای باز از ذوق و ذهن وا مونده داشتم می‌خوندم😍
    رقص چه با شکوه اومده بود تو داستان😃
    بیست رقصنده خیلی جالب باشه 😃
    کاش که پشت اون نقاشی هم همین داستان باشه و بیست رقصنده همونا باشن که شما نوشتی 😃😍😍🤩
    خسته نباشی آنیتا جون ❤

    • آنیتا گفت:

      پرستو جونم . کاش همه
      تاثیر رقص رو تو زندگی و لطیف کردن دلها می دونستیم. افسوس که
      اطلاعات و
      برداشت ما از رقص ، بیشتر مواقع درست نیست.
      مرسییییی اینقدر تعریف کردی

  4. محمدصالح محمودآبادی گفت:

    واقعا محشر ایده عالی بود، موفق باشی آنیتا خانم

  5. لیلا فرزادمهر گفت:

    بسیار عالی وزیبا نوشتی دست وقلمت پرتوان